صفحه نخست د پست الکترونیک د آرشیو مطالب د عناوین مطالب وبلاگ د عناوین مطالب پیشین د عکسهای سرزمین مادری
دعکس روستاد اخبار روستادموضوعات جالبداجتماعی|
بهداشت براي همه |
|
بهداشت براي همه تا سال 2000: |
|
محتواي مراقبت هاي اوليه بهداشتي : |
|
اصول مراقبت هاي اوليه بهداشتي: |
|
ج) هماهنگي بين بخشي : سلامت افراد فقط با ارائه خدمات بهداشتي تأمين نمي شود بلکه سلامت مردم به آنچه مي خورند، مي نوشند، شغلي که در آن مشغولند، مسکن مناسب و بهداشتي، تفريحاتي که براي اوقات فراغت انتخاب مي کنند و ... بستگي دارد. پس بايد بين بخش هاي بهداشت و بخش هاي ديگر مانند کشاورزي، صنعت ، حمل و نقل، آموزش و پرورش و وسايل ارتباط جمعي ، همکاري وجود داشته باشد. |
|
د) تکنولوژي مناسب : يعني استفاده از راه و روش و يا وسايلي است که از نظر علمي دقيق و صحيح بوده و مي تواند براي ارائه خدمات بهداشتي، مورد استفاده قرار گيرد. |
|
نظام عرضه خدمات بهداشتي درماني در سطح کشور: |
|
ساختار کلي نظام شبکه بهداشت و درمان شامل قسمت هاي زير است: |
|
بهورزان ضمن سرشماري خانوارها، در زمينه هاي بهداشت خانواده که شامل : بهداشت در دوران کودکي، مدرسه ، بارداري ، زايمان ، بعد از زايمان و تنظيم خانواده است هم چنين بهداشت عمومي، بهداشت محيط روستا مبارزه و کنترل بيماري هاي شايع و بومي، واکسيناسيون و ... براي ارتقاي سلامتي جامعه فعاليت مي کنند. |
|
ب – مرکز بهداشت درماني روستايي: واحد مستقر در روستاست که يک خانه بهداشت در همان روستا و غالباً چند خانه بهداشت از روستاهاي ديگر را تحت پوشش خود دارد. |
|
ج – پايگاه بهداشتي شهري : کليه خدمات بهداشتي که در روستا به عهده خانه بهداشت است در مناطق شهري به عهده پايگاه بهداشت شهري است. تفاوت وظايف پايگاه و خانه بهداشت در سه نکته زير است: |
|
پايگاه بهداشت شهري |
|
د – مرکز بهداشتي درماني شهري : اين واحد بر حسب تراکم جمعيت يک يا چند پايگاه بهداشت شهري را تحت پوشش دارد. تفاوت عمده اين واحد با مراکز بهداشتي درماني روستايي در مراجعه مستقيم بيماران به اين مراکز لازم نيست حتماً از طريق ارجاع از طريق پايگاه هاي بهداشت صورت گيرد. |
|
هـ - بيمارستان : واحد تخصصي پزشکي در سطح شهرستان است و داراي قسمت هاي زير است: |
|
و – مرکز بهداشت شهرستان : يک واحد ستادي مرکب از کارشناسان مختلف بهداشتي است که وظيفه نظارت و پشتيباني مراکز بهداشتي درماني و خانه ها و پايگاه هاي بهداشت را برعهده دارد. |
آیا صنایع تبدیلی درتوسعه اقتصاد کشاورزی تاثیر گذار است؟
به عقیده کارشناسان وصاحبنظران ، کشاورزی بعنوان محورتوسعه اقتصادی ایران ( که معادل یک چهارم تولید ناخالص ملی ، یک سوم نیروی اشتغال وهمجنین تامین چهارپنجم نیاز غذائی کشوررا بعهده دارد) بعلت شیوه کاشت سنتی و عدم بکارگیری مکانیزاسیون کشاورزی (که منجربه افزایش هزینه های تولید ونیزقیمت تمام شده محصولات تولیدی گردیده) وادامه فعالیت کشاورزی را ازنظراقتصادی غیرقابل توجیه نموده که این عوامل زمینه ترک روستا نشینان ازمحل زنگی آنها را( بجهت پیدا کردن شغل وحرفه مناسب فراهم نموده است) . صاحبنظران که اقدام عاجل وفوری مکانیزاسیون کشاورزی را درشرایط کنونی (بعلت نامناسب بودن زمینهای کشاورزی به دلیل کوچک بودن وسعت زمینهای مزروعی) امری محال و غیرممکن می دانند ، ضرورت ایجاد صنایع تبدیلی را مناسب ترین راهکار برای جلوگیری ازمهاجرت بی رویه روستانشینان به شهرها و ممانعت ازنابودی هرچه سریعتر کشاورزی ایران، پیشنهاد می نمایند.
قبل ازاینکه میزان اثرگذاری صنایع تبدیلی درتوسعه کشاورزی مورد بررسی قرارگیرد، لازم است اضافه شود ، صنایع تبدیلی دربخش کشاورزی به صنایعی گفته می شود که با زیرمجموعه این بخش ارتباط مستقیم دارد وبعبارت بهتر ، این صنایع ، فرآیندتولید مواد کشاورزی را کامل کرده وآنهارا بصورت بهینه آماده ورود به بازار مصرف می سازد.
صنایع تبدیلی دارای تجهیزات سبک با تکنولوژی ساده تر میباشد که مواد اولیه مورد نیاز آن به راحتی درمناطق روستائی یافت می شود.
ضرورت توسعه صنایع تبدیلی بخش کشاورزی بعنوان بخش اصلی صنایع روستائی می تواند درساماندهی وضعیت اقتصادی روستاها ، نقش سازنده ومهمی را ایفا نموده ودرعین حال ، وظیفه تبدیل وفرآوری محصولات کشاورزی را نیز برعهده گیرد. گسترش این صنایع دردرجه اول ، موجب کاهش ضایعات شده ودرمرحله بعد به افزایش وبهبود تولید تمامی فرآورده های کشاورزی کمک می کند وقادر است کالا را با بسته بندی مناسب و کاملا" بهداشتی دراختیار مصرف کننده قرار دهد.
بخش عمده ضایعات محصولات کشاورزی به دلیل فاصله زمانی ومکانی مراکز تولید تا کارخانه ها وصنایع به دلیل غیر منطقی، وارد سبد ضایعات می شود. که درصورت ایجاد صنایع تبدیلی ، این میزان ضایعات به چرخه تولید بازگشته وعلاوه بر تامین کسری نیاز داخلی، امکان صادرات ودرنتیجه کسب درآمد ارزی را فراهم می نماید.
نزدیکی صنایع تبدیلی به محل تولید ،ازمیزان ضایعات می کاهد ، ضمن اینکه موجب حذف هزینه حمل ونقل ودرنتیجه کاهش قیمت تمام شده فراورده های تولیدی نیز می گردد. تغییر ساختار کشاورزی وصادرات را باید تاثیرانکارناپذیر صنایع تبدیلی دانست . این خصیصه به دلیل ویژگی صنایع یادشده درایجاد ارزش افزوده است . زیرا با حفظ خواص محصولات ، موجب بالارفتن کیفیت وارزش افزوده می شوند. اما ازسوی دیگر ، گسترش کشاورزی موجب رونق وتوسعه صنایع تبدیلی رافراهم می آورد. همچنین ازآنجا که کشاورزان پس ازبرداشت محصول تا زمان آماده سازی زمین برای فصل بعدی کاشت ، بطورمعمول بیکارند، ازآن طرف هم صنایع تبدیلی با انبارکردن مواد اولیه قادرند درزمان دلخواه ، فعالیت خودرا پی بگیرند ازمهاجرت بی رویه روستانشینان با ایجاد اشتغال جلوگیری می کند که یکی ازنتایج صنایع تبدیلی به ویژه درروستاها خواهد بود.
بدین ترتیب با ایجاد صنایع تبدیلی( ضمن جلوگیری ازخالی شدن روستا ها،بجهت ترک روستا نشینان ونیز ممانعت ازنابودی هرچه سریعتر کشاورزی ، بعلت عدم بکارگیری مکانیزاسیون کشاورزی) می توان سبب کاهش ضایعات این محصولات با ارزش را فراهم نمود.
فقر روستايي چگونه به وجود مي آيد؟
آمارها حاكي از آن است كه در سال 1375 نزديك به 7/38 درصد از جمعيت كشور را روستاييان تشكيل مي دادند. براساس آمارهاي سال 1385 اين رقم به 5/31 درصد كاهش يافته است.
![]()
راه روستای وربن
اين روند تا حدي نگران كننده به نظر مي رسد و از آنجا كه نسبت بالاتري از جمعيت روستايي زير خط فقر قرار دارند و فقراي روستايي وضع به مراتب بدتري نسبت به فقراي شهري دارند، در آينده به واسطه مهاجرت روستاييان به شهرها، بر فقراي شهري و شدت فقر افزوده خواهد شد. روستاهاي كشور به دليل پراكندگي و تراكم اندك جمعيت و ويژگي هاي فرهنگي و قومي و موانع موجود بر سر راه تجميع روستايي، همواره نقش اندكي در مسير توسعه ايفا نموده و در تصميم سازي هاي كلان كشور، بخش كشاورزي با وجود امتياز بالاي نظري، در عمل از جايگاه ويژه اي برخوردار نبوده است. عدم توجه به جايگاه بخش كشاورزي و جمعيت روستايي در تصميم سازي در خصوص مسائل مرتبط با اين نواحي كشور، موجبات تشديد فقر و مهاجرت به شهرها را فراهم نموده است.
نبود زيرساخت هاي فيزيكي و اجتماعي مناسب، عدم تشكيل سرمايه انساني و فيزيكي، آينده توليد بخش كشاورزي را با تهديد جدي مواجه نموده و بيم آن مي رود در آينده اي نه چندان دور با روستاهاي خالي از سكنه يا مملو از افراد سالمند مواجه شويم. عدم توجه به شرايط مورد نياز بخش كشاورزي در حفظ و تربيت نيروي انساني ماهر و نيز سرمايه فيزيكي لازم و تحقيقات كشاورزي جهت ارتقاي سطح زير كشت، فقر روستايي را تعميق نموده و نابرابري منطقه اي را به عنوان يكي از موانع توسعه پايدار تشديد خواهد نمود.
فقر روستايي چگونه به وجود مي آيد؟
ويژگي هاي بي شمار اقتصادي و اجتماعي کشورها به علاوه برخي تاثيرهاي بيروني در ايجاد فقر و دائمي نمودن آن نقش دارند:
- بي ثباتي سياسي و جنگ داخلي
- تبعيض قائل شدن بر اساس جنسيت، سن، نژاد، قوم، مذهب و يا طبقه
- تعريف غير شفاف حقوق مالکيت و يا اجراي غير منصفانه حقوق در خصوص زمين کشاورزي و يا ديگر منابع طبيعي
- تمرکز بالاي مالکان زمين و موافقتنامه هاي اجاره غيرمتقارن
- سياستمداران فاسد و بوروکراسي فاسد رانت جويانه
- سياست هاي اقتصادي که فقراي روستايي را در فرآيند توسعه مورد تبعيض قرار داده و يا آنها را مستثني مي کند و بر ساير فرآيندهاي ايجاد فقر تاکيد مي کند
- رشد سريع و زياد خانواده ها با نسبت وابستگي بالا
- نقص هاي بازار که موجب تمرکز بالاي زمين و ديگر دارايي ها شده و سياست هاي عمومي را ناکارآمد مي کند
- شوک هاي بيروني که موجب تغييرات در وضع طبيعت (براي مثال تغييرات جوي) و شرايط اقتصاد بين الملل مي شود.
انحراف در اقتصاد ملي و سياست هاي اقتصادي مي تواند به واسطه محروميت فقراي روستايي از منافع توسعه و تشديد اثر ساير فرآيندهاي ايجاد فقر موجبات فقر روستايي را فراهم آورد. انحرافات سياستي که عموما عليه فقراي روستايي عمل مي کنند عبارتند از:
- انحراف در سرمايه گذاري عمومي زيربنايي و تامين شبکه تامين اجتماعي و تمرکز بر شهرها
- ماليات ضمني بر توليدات روستايي به واسطه آنچه اصطلاحا حمايت از قيمت ها ناميده مي شود و بالاتر از واقع برآورد کردن نرخ ارز
- ماليات مستقيم صادرات کشاورزي و يارانه هاي وارداتي
- يارانه دهي به تکنولوژي هاي سرمايه بر
- ترجيح صادرات محصولات کشاورزي بر توليدات غذايي
- انحراف در پشتيباني از مالکان بزرگ و توليدکنندگان تجاري بر حسب حقوق مالکيت زمين و مالکيت موقت (اجاره)، خدمات گسترده عمومي و دسترسي به اعتبارات يارانه اي.
سياست ها مي توانند تاثيرات کوتاه مدت و بلند مدت بر فقراي روستايي داشته باشند. اين آثار به ويژه در زمينه برنامه هاي تعديل ساختاري که بسياري از کشورهاي در حال توسعه براي بازگرداندن ثبات اقتصاد کلان و گسترش ظرفيت اقتصادي جهت افزايش توليد، اشتغال و درآمدها اجرا نموده اند، قابل توجه مي باشند.
سياست ها براي کاهش فقر روستايي
براي طراحي سياست هايي که شانس ياري رساني کارآمد به فقراي روستايي داشته باشند، سياست ها بايد بر چهار گروه اصلي متمرکز باشند:
- مالکان کوچک زمين که روي زمين شان کشت و کار مي کنند
- مستاجران بدون زمين که روي زمين ديگران کشت و کار مي کنند
- کارگران بدون زمين که وابسته به استخدام بلندمدت يا موقتي در بخش کشاورزي يا بخش هاي غيرکشاورزي مي باشند
- زنان که مي توانند بخشي از هر يک از سه گروه قبلي باشند.
همه گروه هاي فوق از مديريت اقتصاد کلان مناسب که به کنترل تورم و قيمت هاي غير يارانه اي کمک مي کند، منتفع خواهند شد؛ چرا که اين امر رشد اقتصادي را به واسطه سرمايه گذاري خصوصي و بازارهاي رقابتي تسهيل مي نمايد. بديهي است که قوانين غير منصفانه و اجراي ضعيف قوانين موجود، مستثني نمودن فقرا در تصميم سازي و فساد فراگير در بخش عمومي همان قدر که براي رشد کلي اقتصاد يک کشور مضر است در رفاه فقرا نيز تاثيرات منفي به جاي مي گذارد.
دستيابي به رشد اقتصادي به واسطه به کارگيري تکنولوژي هاي جديد يکي از مهم ترين روش ها براي کاهش فقر روستايي است. با اين حال اثر برخي تلاش ها در خصوص فقراي روستايي بستگي به شرايط اوليه، ساختار نهادهاي مرتبط و انگيزه ها دارد. تحقيقات نشان مي دهد که رکود کشاورزي به فقراي روستايي آفريقاي شمالي به واسطه ايجاد قحطي و قيمت هاي بالاکه توانايي آنها را براي خريد غذا و يافتن کار کاهش مي دهد، آسيب مي رساند. در مقابل تجربه انقلاب سبز نشان داد که رشد سريع کشاورزي، بخش هايي از آفريقاي جنوبي را در کاهش فقر روستايي متفاوت ساخت. محققان دريافتند که توليد بالاتر محصولات کشاورزي تعداد فقراي روستايي و شدت فقر روستايي را کاهش مي دهد. اما اين آثار تنها در صورت تحقق شرايط ذيل قوي خواهد بود:
- زمين و بازارهاي سرمايه نبايد به واسطه تمرکز بالاي مالکان بر منابع طبيعي (زمين هاي کشاورزي) منحرف شوند. اين انحرافات مي تواند به شکل قراردادهاي غيرمنصفانه اجاره و سرکوبي در بازار سرمايه (محدوديت دسترسي به منابع مالي) بروز نمايد.
- سياست عمومي قيمت گذاري، ماليات ها و نرخ ارز نبايد به کشاورزي هزينه تحميل کرده و يا جابه جايي نيروي کار را تشويق کند.
- سرمايه گذاري در آموزش پايه و بهداشت و درمان بالابوده و به صورت کارآمد مورد استفاده قرار گيرد. سواد کشاورزان و بهداشت مناسب تاثير بسزايي بر بهره وري کشاورزان دارد.
- حمايت بخش عمومي از تحقيقات کشاورزي قوي بوده و در دسترس کشاورزان خرد قرار دادن نتايج حاصله کارآمد است.
- سرمايه فيزيکي مانند سيستم آبياري و دسترسي به راه ها در شرايط مناسبي باشد.
- شبکه تامين اجتماعي و مساعدت اجتماعي براي افراد شديدا فقير به ويژه کارگران موقتي و بدون زمين و زنان روستايي به صورت برنامه هاي کاري عمومي، تامين مالي خرد و يارانه غذايي در دسترس باشد.
- فقراي روستايي به طور مستقيم در شناسايي، طراحي و اجراي برنامه ها جهت اطمينان از استفاده کارآمد از منابع و توزيع متساوي منافع درگير شوند.
از آنجا که فقراي روستايي از گروه هاي متفاوتي تشکيل مي شوند، ما نياز داريم تا بفهميم که تغييرات اقتصاد کلان و سياست ها چگونه مي توانند آنها را تحت تاثير قرار دهند. سه مسير اصلي كه سياست هاي اقتصادي بر فقراي روستايي تاثير مي گذارند، عبارتند از بازارها، زيربناها (از جمله خدمات عمومي) و پرداخت هاي انتقالي.
بازارهايي كه فقراي روستايي در آن سهيم هستند توليدات آنها، نهاده ها (نيروي كار و سرمايه) و منابع مالي (از منابع رسمي يا غير رسمي). برخي ويژگي هاي مهم اين بازارها مي تواند بر شرايط نواحي روستايي تاثير بگذارد.
زيربناهايي كه به طور مستقيم بر بهره وري بخش روستايي و كيفيت زندگي فقراي روستايي تاثير مي گذارند شامل زيربناهاي اقتصادي (حمل ونقل، ارتباطات، آبياري) و زيربناهاي اجتماعي (آموزش، بهداشت و درمان، آب آشاميدني و فاضلاب) مي باشد. با فرض اين كه بسياري از عناصر زيربنايي يك كشور به وسيله منابع مالي عمومي فراهم مي شود، سطح مخارج، كارايي هزينه (سودمند بودن هزينه ها)، كيفيت خدمات و دسترسي فقرا به زيربناها و خدمات عمومي تاثير مهمي بر سرمايه انساني و بهره وري در نواحي روستايي دارد.
پرداخت هاي انتقالي كه مي توانند خصوصي يا عمومي باشند، بيمه اي را در مقابل شوك هاي اقتصادي پيش بيني شده و پيش بيني نشده فراهم مي كند. اغلب فقراي روستايي وابسته به پرداخت هاي انتقالي خصوصي مابين خانوارها، فاميل ها و ساير گروه هاي خويشاوندي مي باشند. پرداخت انتقالي عمومي مي تواند به صورت باز توزيع برخي دارايي ها مانند زمين، اشتغال در پروژه هاي بخش عمومي و يارانه هاي هدفمند نهاده ها و برخي توليدات دريافت شود.
اين پرداخت هاي انتقالي بسته به چگونگي استفاده از آنها و ابزارهاي سياستي مي تواند پرداخت هاي انتقالي خصوصي را تكميل و يا جايگزين آن شود. اما اين كانال هاي ارتباطي (بازارها، زيربناها و پرداخت هاي انتقالي) به دليل اين كه هر گروه، ارتباط كاملامتفاوتي با اقتصاد دارد، به يك نحو بر فقراي روستايي تاثير نمي گذارند.
اجزاي سياستي كليدي مورد نياز براي كاهش دادن فقر روستايي
به هنگام ترسيم حرفه اي يك سياست براي كاهش فقر روستايي چه عناصري به عنوان عناصر كليدي تلقي مي شوند؟
بازارهاي رقابتي، ثبات اقتصاد كلان و سرمايه گذاري عمومي در زيربناهاي فيزيكي و اجتماعي به طور گسترده اي به عنوان مهم ترين ملزومات رشد اقتصادي پايدار و كاهش فقر شناخته مي شوند. به علاوه، اولين شرط يك استراتژي براي كاهش فقر روستايي فراهم نمودن محيط لازم و منابع براي آنهايي است كه در بخش روستايي قرار داشته و درگير توليد كشاورزي و نظام توزيع مي باشند.
ساير اجزاي سياستي براي استراتژي هاي ملي شامل دولت، بخش خصوصي و جامعه مدني، براي كاهش فقر روستايي عبارتند از:
- جمع آوري اطلاعات. فقراي روستايي با مشكلات بسياري روبه رو هستند و گروه هاي همگني نمي باشند. بنابراين بايد براي جمع آوري اطلاعات درباره مشكلات به خصوص كه بتوانند به طور مناسب هدف گيري شوند، تلاش نمود.
- تمركز بر ايجاد دارايي. دولت بايد ارزيابي كند كه چه دارايي هايي براي به دست آوردن درآمد بيشتر مورد نياز فقرا است. اين دارايي هاي مي توانند زمين كشاورزي و يا منابع ديگر، دسترسي به منابع مالي و يا بهبود آموزش و بهداشت باشد. تكيه بر نيروي كار بدون تمركز بر ايجاد دارايي ها تنها عامل مهم استمرار فقر است.
- حق برخورداري از زمين و آب. برنامه هاي گسترده اصلاحات ارضي شامل واگذاري زمين، توزيع مجدد زمين و قراردادهاي اجاره منصفانه و لازم الاجرا، براي كاهش فقر روستايي حياتي هستند. اين امر مي تواند منجر به كارايي در توليد مالكان خرد و مستاجران شده و استانداردهاي زندگي آنها را افزايش دهد.
- بهداشت و درمان اوليه و سواد خواندن و نوشتن. فقراي روستايي نيازمند ايجاد و تقويت سرمايه انساني خود مي باشند تا بتوانند از فقر نجات يافته و در اقتصاد و جامعه نقش بيشتري ايفا كنند. بهداشت و درمان اوليه (واكسيناسيون، فراهم كردن آب پاكيزه و برنامه ريزي خانوار) و آموزش (سواد خواندن و نوشتن، تحصيل و آموزش فني) به ويژه براي زنان و كودكان از عوامل اساسي به شمار رفته و بايد با هزينه قابل قبولي در دسترس باشد.
- مشاركت محلي. زيربناها و خدمات به همراه بهداشت و آموزش مي تواند در صورتي كه گروه هاي هدف در تصميم سازي در خصوص طرح ها، اجرا، نظارت و پاسخگويي درگير شوند، به نحو بهتري تامين مالي و پشتيباني شود.
- فراهم كردن زيرساخت ها. فقراي روستايي در صورتي كه مقدار و كيفيت برخي بخش هاي كليدي زيربناهاي فيزيكي (آبياري، حمل ونقل و ارتباطات) و خدمات حمايتي (تحقيق و توسعه) كافي نباشد، نمي توانند از منابع خود به نحو احسن استفاده كنند. زيربناها و خدمات فيزيكي و اجتماعي مي توانند در صورتي كه گروه هاي هدف در طراحي، اجرا و نظارت بر طرح ها به علاوه مطمئن ساختن آنها از پاسخگويي مقامات مسوول دولتي در قبال طرح ها، درگير شوند، به نحو احسن تامين مالي شده و پشتيباني شوند به اين مفهوم كه به لحاظ هزينه كارآمد بوده و از كيفيت قابل قبولي برخوردار خواهند بود.
- اعتبارات هدفمند. منابع اعتباري رسمي و غيررسمي براي فقراي روستايي بسيار پرهزينه بوده و يا غير قابل دسترسي هستند. برنامه هاي اعتبار روستايي هدفمند بخش عمومي، به ويژه اگر يارانه اي باشند، غير فقرا را بيشتر از فقرا منتفع مي كند. فقرا اعتباري مي خواهند كه با شرايط قابل قبول و زماني كه به آن نياز دارند در دسترس باشد. تجربه هاي اخير برنامه هاي اعتباري كه در آنها فقرا به نحو فعالي در تصميم سازي وام دهي مقيد به پاسخگويي و مشاركت داشته اند، در رسيدن به گروه هاي هدف با هزينه قابل قبول موفق بوده اند.
- امور عام المنفعه. بخش بزرگ و فزاينده اي از فقراي روستايي وابسته به نيروي كار بي تجربه خود مي باشند؛ چراكه آنها يا دارايي ديگري به جز نيروي كار خود ندارند يا دارايي هاي اندكي مانند مقدار محدودي زمين و حيوانات خانگي دارند. برنامه هاي عام المنفعه قابل انعطاف مي تواند به طور قابل توجهي به فقراي بدون زمين كشاورزي كمك كرده و از عميق تر شدن فقر جلوگيري نمايد.
- اين برنامه ها اگر به نحو اثربخشي اجرا شوند، مي توانند قدرت چانه زني فقراي روستايي را در نواحي روستايي تقويت كنند.
- برنامه هاي تمركز زدايي غذايي. برخي از فقراي روستايي شامل افراد و خانوارها، اغلب اوقات از تغذيه نامناسب آسيب مي بينند.
آنها بسته به شرايط شان به انواع مختلفي از حمايت ها نيازمند هستند. اين حمايت ها مي تواند شامل برنامه هاي غذايي تكميلي، حمايت غذايي در مدارس، مراكز بهداشت و درمان و پرداخت هاي انتقالي نقدي باشد. برنامه هاي تمركز زدايي و هدفمند غذايي به نحو مناسبي اثرگذار هستند.
بسم الله الرحمن الرحيم
مهاجرت بي رويه يك بيماري اجتماعي است كه عامل بسياري از نابسامانيهاي سياسي ، اجتماعي و فرهنگي است كه در كشور ما نيز در طول سالهاي گذشته وجود داشته و متاسفانه بعد از انقلاب به دلايل متعدد تشديد گرديده است .
مسئله مهاجرت به چند صورت در جامعه اتفاق مي افتد :
1) مهاجرت از روستا به شهر
2) مهاجرت از شهر به روستا
3) مهاجرت از روستا به روستا
4) مهاجرت از شهر هاي كوچك به شهر هاي بزرگ
در حال حاضر آنچه براي جامعه ما مسئله است مسئله مهاجرت از روستا به شهرها و مهاجرت از شهر هاي كوچك به شهر هاي بزرگ است . البته در جامعه رشد و توسعه جامعه بصورت طبيعي مهاجرت متعادل يا منطقي و اجتناب ناپذير است.
عوامل به وجود آورنده مهاجرت :
1) عوامل اقتصادي
2) عوامل اجتماعي
3) عوامل فرهنگي و سياسي
4) عوامل ديگر
عوامل اقتصادي :
كمبود در آمد مالي روستائيان كه هيچ رابطه متعادلي با هزينه يك زندگي ساده را ندارد و اين مسئله با تورم روز افزون موجود و به تزايد است بخصوص اينكه اين مسئله هر چه روستا از شهر دورتر باشد حالت حادتري پيدا مي كند چرا كه در آمد ها كمتر و هزينه ها به لحاظ كرايه حمل و نقل ، دوري واحيانا بد بودن يا نبودن راه ارتباطي و نارسائي هاي ديگر افزايش مي يابد .
تفاوت در آمد يك روستايي با در آمد يك شهر وند كه در بعضي از روستاها جوابگوي نيازهاي اصلي و ضروري آنها باشد ولي چون نوعا مهاجرين از قشر جوان هستند هر جوان براي تضمين آينده خود و رسيدن به آرزوهاي ذهني شديدا احساس نياز به تامين در آمد بيشتر دارد و مي بيند كه به راحتي در شهر ها مي توان با شغلهاي واسطه گري يا خدماتي در آمدي چند برابر داشت ، لذا عامل تشويقي و محرك قوي خواهد داشت كه مهاجرت نماميد و يك نفر از يك خانواده شهري در آمد خوبي كسب نمايد و بتواند با همه اعضا خانواده زندگي نسبتا راحتي داشته باشد.
البته هميشه مهاجرت از روستا به شهر ها به لحاظ فقر نيست و در بعضي از موارد افرادي نيز كه در روستا صاحب ثروت مي شوند ، محيط روستا را براي خود تنگ ديده اموال خود را فروخته براي يك زندگي با رفاه وامكانات بيشتر به شهر ها مي آيند.
عوامل اجتماعي :
يكي از تفاوتهاي محيط شهري نسبت به روستايي اختلاف زياد خدمات شهري مانند بهداشت، درمان ، آموزش و تاسيساتي مانند آب و برق و گاز و .... و مراكز تفريحي و غيره است .
وجود جاذبه هاي شهري مانند پاركهاي زيبا و تفريحي وامكانات اياب و ذهاب ، ساختمانهاي شكيل و وجود مغازه هاي رنگارنگ از جمله پوشاكي ، خوراكي و لوازم خانگي و غيره به مقدار زياد در كنار يكديگر و از طرفي روح تنوع طلبي جوانان را سيراب كرده كه با محيط سرد و آرام روستا كه ندرتا اينچنين امكاناتي وجود دارد موثر در رشد مهاجرت مي شود.
بازگشت يك جوان روستايي مهاجرت كرده به روستا به همراه لباسهاي جديد و حرف زدن بهتر و تعريفهاي جذاب و اتفاقات نهيج ذهن را براي مهاجرت به شهر ها مساعد مي سازد.
مقايسه كار سخت كشاورزي و دامداري در روستا با كارهاي آسان و متنوع در شهر ها
عوامل فرهنگي :
نارسائيهاي موجود در نظام آموزشي روستايي از جمله عوامل موثر در تشويق جوانان به آمدن به شهر ها بودن و بطور طبيعي پر از كسب مدارك تحصيلي مانند دبيرستان و هنرستان و دانشگاهي چون براي اين جوان در روستا هيچ گونه امكان كاري كه مناسب با تحصيلاتش باشد نيست ناچارا به شهر آمده و اين جوان الگوي سايرين در روستا شده و مهاجرت را تشديد مي كند.
راه حل هايي جهت جلوگيري از مهاجرت :
نظام بخشيدن به وضعيت اقتصادي روستائيان و تشكيل يك مجموعه كامل از نيروها و امكانات روستائيان در امر كشاورزي و دامپروري
مهاركردن تورم و جمع آوري نقدينگي موجود در شهر ها و هدايت در امر توسعه روستاها ، حركت وسيع و برنامه ريزي شده در دريافت ماليات هاي بحق از بخش هاي كاذب جامعه ، تحول بخشيدن به نظام آموزشي روستائيان .
تجربه مدیریت روستایی در ایران شامل دو بخش است . بخش اول تا دوره اصلاحات ارضی که با مدیریت مالک بوده است و بدون ارزش گذاری اخلاقی خوب یا بد، کارکرد نسبتا قابل قبولی داشت. اما بخش دوم که پس از اصلاحات ارضی قابل مشاهده است و با ورود دولت به روستاها مطرح می شود و آن مدیریتی دولتی است.
این مدیریت که بحث ما را تشکیل می دهد همواره با چندین مشکل مواجه بوده است. البته لازم به ذکر است این مدیریت مسائل پشت پرده ای نیز دنبال می کرده است که باعث عدم توجه وافی به پیش زمینه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... در اجرای صحیح این مدیریت در روستاها شده است. از مسائل پشت پرده می توان به اهتمام دولت و بوروکراسی دولتی برای ورود به روستاها و تحکیم پایه های سیاسی خود نام برد و دیگری تبدیل روستاییان به مصرف کنندگان تولیدات مصرفی چه غربی و چه داخلی و در یک معنا ورود در نظام جهانی سرمایه داری.
اما مشکلات این مدیریت عبارتند از:
1- تمرکز گرایی و عدم واگذاری امور مختلف به مردم که ریشه در گذشته های تاریخی و پا به پای حکومت های تمرکز گرا از 2500 سال پیش تا حال وجود داشته و این روحیه، همیشه باعث جدایی مردم از حکومت بوده است.
2- برنامه ریزی بخشی به صورتی که هر بخش یا سازمانی برای خود برنامه ای خاص داشته و عدم هماهنگی این سازمان ها با هم که مشکلات زیادی از لحاظ تداخل وظایف و عملکرد ها به وجود می آورد.
3- نبود متولی مشخص برای مدیریت و برنامه ریزی توسعه روستایی
پا به پای این مشکلات عوامل تشدید کننده ای مثل درآمد نفتی که 95 درصد بودجه کشور را تشکیل می دهد که این خود عاملی مهم در عدم نیاز دولت به مردم است همچنین مصرف انبوه و تبلیغات گسترده به منظور مصرف انبوه در شرایطی که تولی انبوه نداریم بعلاوه عدم وجود عزم راسخ دولت برای تحقق توسعه روستایی در کشور از مسائلی است که گریبان گیر مدیریت روستایی کشور است.
در چنین وضعی چندین راهکار قابل پیشنهاد است:
1- با فرض پذیرش تمرکزگرایی و بروکراسی سازمانی گسترده و نگاه به حداقل دخالت مردم مخصوصاً در تصمیم گیری، در این صورت باید یک نظام برنامه ریزی قوی و با تکیه بر برنامه ریزی منطقه ای و آمایش سرزمینی وارد عمل شده و وظایف همه سازمان های درگیر با روستا را یکپارچه نماید. یعنی برنامه ریزی از بالا و ارشادی صورت گیرد و در این برنامه ریزی یا وظایف همه سازمان های مرتبط با روستا یا به یک سازمان سپرده شود و یا هماهنگی های لازم در مرکز نظام برنامه ریزی انجام گیرد. شبیه چیزی که در کشورهای کمونیستی اجرا می شود.
البته برای فرض فوق انتقاداتی نیز وارد است . این که این نوع مدیریت در 40 سال فعالیت خود جواب نداده است. ولی جواب این است که این راهکار هم به درستی اجرا نشده است.
2- فرض دوم این است که ما از حداقل دخالت دولت در برنامه ریزی ها استفاده نماییم به این صورت که ساختار متمرکز اداری و سیاسی و حتی الامکان اقتصادی را نیز را تعدیل نموده و هر استانی برای خود برنامه ریزی داشته باشد یعنی ما در این نوع برنامه ریزی امور مختلف را خرد کرده و برخی از امور ملی و نظامی را به دولت مرکزی و امور مربوط به اقتصادی، اجتماعی، برنامه ریزی و... به حیطه نظارت استان ها واگذار نماییم. مالیات ها و درآمدهای هر استانی در همان استان مورد استفاده قرار گیرد و در آمدهای ملی و نفتی نیز در امور زیربنایی ، تولیدی و غیره صرف و سرمایه گذاری گردد و حتی در صورت لزوم بخشی از این در آمد نیز به استان ها تعلق گیرد. این راهکار مستلزم اعتماد به مردم و داشتن دغدغه واقعی توسعه و واگذاری امور به مردم است.
در این راهبرد می توانیم کلیه وظایف ادارات روستا را به یک ارگان واگذار نماییم. شبیه چیزی که در روستاهای هند جاری است که کلیه امور روستا را به عهده انجمن ده می باشد.
3- راهکار سوم این است که ما از الگوی مدیریت روستایی قبل از اصلاحات ارضی استفاده نماییم. قبل از اصلاحات ارضی اداره روستا به صورت رعیت، مالک و دولت بوده است. و در این این الگوی سه جانبه روستایی فقط با مالک در ارتباط بوده است. پس بنابراین دولت برنامه ریزی های کلی را انجام دهد و در سطح مالک یک تشکل، انجمن یا هرچیز دیگر که بر اساس مشارکت و انتخاب مردمی باشد جای اورا بگیرد و در حکم مالک قبل از اصلاحات ارضی به مدیریت همه جانبه روستا بپردازد و روستاییان به جای مراجعه به سازمان های مختلف به آن جا مراجعه نمایند. سازمانهای مختلف و ارگان های مربوط با روستا نیز به همین جا ختم شوند. این تشکل در هیات یک هماهنگ کننده سازمان های مختلف مرتبط با روستا عمل کرده و فعالیت های همه آن ها به اینجا ختم شود. بعلاوه این سازمان اولویت ها ، طرحها، برنامه ها و خواسته های روستاییان را نیز به تشکیلات بالاتر منعکس کرده و یک مشارکت از پایین گسترش می یابد. این راهکار نیازمند مشارکت مردم و تا حدودی گذشت بعضی از دستگاه ها از جزئی از وظایف خود است.
|
رام کنندگان حيوانات سيرک براي مطيع کردن فيلها از ترفند ساده اي استفاده مي کنند.زماني که حيوان هنوز بچه است، يکي از پاهاي او را به تنه درختي مي بندند. حيوان جوان هر چه تلاش مي کند نمي تواند خود را از بند خلاص کند اندک اندک اين عقيده که تنه درخت خيلي قوي تر از اوست در فکرش شکل مي گيرد.وقتي حيوان بالغ و نيرومند شد ،کافي است شخصي نخي را به دور پاي فيل ببندد و سر ديگرش را به شاخه اي گره بزند. فيل براي رها کردن خود تلاشي نخواهد کرد پاي ما نيز ، همچون فيلها،اغلب با رشته هاي ضعيف و شکننده اي بسته شده است ، اما از آنجا که از بچگي قدرت تنه درخت را باور کرده ايم، به خود جرات تلاش کردن نمي دهيم،........
|
|
راز موفقيت مرد جواني از سقراط پرسيد راز موفّقيت چيست؟ سقراط به او گفت، "فردا به کنار نهر آب بيا تا راز موفّقيت را به تو بگويم." صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت.
|
|
شکست طلايي
|

آموزش پرورش ماهی قزل آل
مقدمه
ماهیها ردهای از پستانداران هستند که خود به دو زیر رده ماهیهای غضروفی و استخوانی تقسیم میشوند. برخی از ماهیها ساکن آبهای شیرین و برخی ساکن آبهای شور هستند. ماهیهای ساکن آبهای شیرین دارای راستههای متعدد هستند. یکی از راستهها ، راسته آزاد ماهی شکلان (Salmoni formes) است و تیره آزاد ماهیان که قزلآلا جزء آن است، یکی از تیرههای این راسته است.ماهی بعنوان سالمترین ماده غذایی و همچنین مطرح ترین منبع فسفر برای افراد خانواده، این روزها بازار گرمی دارد. پرورش ماهی قزل آلا اگر چه نیازمند صرف هزینه نسبتا بالایی است، اما درآمد حاصله از آن میتواند در عرض چند دوره پرورش ماهی این هزینه را جبران کند.
بدلیل شرایط آب وهوای خوب در روستا های اشکور وبدیل داشتن رود های دارای آب خوب (صاف وزلال)موقعیّت مناسبی برای پرورش ماهیان سردابی به خصوص ماهی قزل آلا در این منطقه وجود دارد.به همین دلیل این پست را اختصاص داده ام به آموزش تولید ماهی قزل آلا .
امید وارم که این یادداشت راهکاری باشد برای بهتر زیستن در روستاهای اشکور.

خصوصیات تیره آزاد ماهیان Salmonidae
ماهیان ماده این تیره
فاقد مجرای تخمبر هستند و تخم پس از رسیدگی در حفره شکمی
افتاده و سپس از مجرای تناسلی به خارج هدایت میشود. از اینرو میتوان با کشیدن دست
در زیر شکم ماهی مولد رسیده، تخمها را به آسانی از بدن آن خارج نمود. ماهیان
این خانواده در آبهای سرد با اکسیژن فراوان زندگی میکنند و در پاییز و زمستان تخم ریزی میکنند.
در میان آنها ، نژادهای
مختلف بر حسب شرایط محلی ایجاد شدهاند که از نظر شکل بدن و نحوه زندگی باهم
متفاوت هستند و به همین جهت شناسایی آنها به دلیل تنوع زیادشان مشکل است. ماهیان این خانواده یعنی قزل آلا و ماهی
آزاد از نظر اقتصادی بسیار باارزش و دارای گوشتی لذیذ هستند.
مشخصات قزل آلا
ماهی قزل آلا دارای بدنی فشرده و باله دمی آن نسبت به ماهی آزاد بزرگتر است. ساقه دمی آن مرتفع ، سر کند و قسمت خارجی باله دمی تقریبا صاف است. تعداد فلس بین باله چربی و خط جانبی 19 - 14 عدد و بطور متوسط حدود 16 عدد میباشد. تعداد خارهای اولین کمان آبشش بین 5 - 2 عدد است که به شکل شمشیر بوده و در پایین به شکل دکمه درآمدهاند. حداکثر طول بدن ماهی قزل آلا 140 سانتیمتر و وزن آن تقریبا به 5 کیلوگرم میرسد.

نحوه زندگی
ماهیان قزل آلا به هنگام
ورود به رودخانه جهت جفتگیری و تخم ریزی لباس عروسی زیبایی به تن میکنند. تخم ریزی
آنها بین ماههای بهمن و اسفند است. تعداد تخمها حدود 10 هزار عدد است که تقریبا برای
هر کیلوگرم و وزن بدن ماهی ماده 1500 عدد تخم برآورد میشود. بیشتر ماهیان بالغ نر و
ماده بعد از تخم ریزی زنده مانده و در سال بعد برای تخم ریزی مجددا وارد آب
رودخانه میشوند.
لارو این ماهی
بوسیله نوارهای تیره رنگ با نقطههای قرمز زیاد مشخص میشوند. بچه ماهیان 5 -
1 سال در آب شیرین زندگی میکنند
که در شمال اروپا این مدت به 5 سال میرسد. هنگامی که طول آنها به 25 - 15 سانتیمتر رسید وارد آب شده
و بیشتر در ساحل دریا بسر میبرند.
قزل آلا رنگین کمان
این ماهی دارای یک نوار پهن به صورت رنگین کمان در هر طرف بدن است. دوره تخم ریزی از ماههای آخر زمستان تا اواخر بهار و تعداد تخمها بین 5 - 1 هزار عدد است. امروزه ماهی قزل آلای رنگین کمان به صورت ماهی شماره یک اکثر کارگاههای تکثیر و پرورش ماهیان سرد آبی در بیشتر نقاط جهان درآمده است. از خصوصیاتی که این ماهی را مورد توجه قرار داده، سازش آن با شرایط پرورش متراکم است. از طرف دیگر این ماهی در انتخاب غذا زیاد سختگیر نیست و از سرعت رشد خوبی نیز برخوردار است.
ماهی قزل آلای دریاچه خزر
رنگ بدن این ماهی نقرهای
است و در پهلوها ، لکههای ستارهای شکل دیده میشوند. تعداد فلس بین
باله چربی و خط جانبی 19 - 11 عدد است. قد متوسط 77 سانتیمتر و وزن 5 کیلوگرم
است این ماهی که در قسمتهای کرانه شمالی ایران زندگی میکند در اواخر پاییز و اوایل
زمستان ، جهت تخم ریزی وارد رودخانههای ورودی به دریاچه خزر میشود.
مواد غذایی این ماهی
را در سنین پایین لارو حشرات و بچه ماهیان و در سنین بالا انواع ماهیان تشکیل میدهند.
این ماهی از ماهیان باارزش این دریاچه است. صید بیرویه ، مسدود شدن راههای
مهاجرت به سبب ساختن پلها ، در نظر نگرفتن راه مهاجرت ماهی و آلودگی آبها عواملی هستند که نسل ماهیان را به
خطر انداختهاند.
قزل آلای دریاچه شمالی
دو گونه از این ماهیها وجود دارد که هر کدام روش زندگی
خاص خود را دارد نوع شمالیتر آن ، گونه مهاجران میباشد. آنها از آبهای شیرین
مهاجرت کرده تا در آبهای آزاد تغذیه کنند و ادامه زندگی بدهند اما برای تولید مثل
به رودخانه محل تولد خود باز میگردند. انواع جنوبیتر آن از گونه مهاجر خود کوچکتر
بوده و تمام عمر خود را در دریاچهای کوهستانی میگذرانند.
قزل آلای پوزهدار
نوعی ماهی کشیده و لاغر با بالههای براق است که در مناطقی ساحلی که کف شنی دارند زندگی میکند. گونههای مختلف همگی دارای پوزههای گوشهداری هستند که از آنها برای حفاری ماسه و قرار گرفتن در آن استفاده میکنند. این ماهی هم به این خاطر به این اسم نامگذاری شده است. طول این ماهیها به 60 سانتیمتر میرسد. این ماهی یک نوع ماهی شب خیز است که شبها از بی مهرگان تغذیه میکند و در طول روز در سوراخی در میان گل و ماسه بسر میبرد. قزل آلای پوزهدار در بعضی مناطق به صورت تجاری صید میشوند
.

روستا بهشتی پایدار(وربن)(اشکور)
در ايران به عنوان يكي از مراكز اوليه و مهم تمدن بشري، برنامه ريزي و توسعه به مفهوم كلي و عمومي آن سابقه زيادي دارد. هدف هاي استراتژي توسعه روستايي، ايران متکي بر اصلهاي زير است:
1- کاهش شدت جريان مهاجرت روستاييان به شهر، بنحوي که مهاجرت روستايي رابطه معقول و متعادلي با توسعه خدمات، صنعت و کشاورزي پديد آورد.
2- تمرکز يافشرده کردن جمعيت در محيط روستايي، جهت پديد آوردن مراکز روستايي بزرگتر تا روستاييان بتوانند تحت پوشش شبکه خدمات قرار گرفته و در عين حال پوشش کافي جمعيتي براي استقرار صنايع در محيط روستايي فراهم آيد.
3- انتظام بخشيدن به زراعت و دامداري در محيط روستا
4- تقويت کردن و تنوع بخشيدن به اشتغال غير کشاورزي در محيط روستا
5- توسعه تعاوني هاي زراعي و دامداري در ميان روستاييان
6- توسعه اراضي اشباع در چارچوب نظام تعاوني جهت بالا بردن ميزان توليد (آسايش،1380)
بنابراين بايد براي رسيدن به توسعه روستايي، خصوصا توسعه پايدار روستايي توجه به تعريف و اهداف توسعه و همچنين بكار گيري استراتژيهايي كه براي توسعه روستايي در ايران درنظرگرفته شده لازم است.
- ضرورت توسعه روستايي در کشور
چنانکه مي دانيم اقتصاد کشور هاي جهان سوم از جمله کشور ما اغلب بر توليدات کشاورزي متکي است و فعاليتهاي کشاورزي هم، غالبا در روستاها انجام مي شود. لذا از يک طرف به خاطر بهبود بخشيدن به روشهاي سنتي توليدات کشاورزي و بهره برداري بهينه از زمين و منابع توليد و توزيع محصولات کشاورزي و از سوي ديگر تخفيف گرسنگي و محو فقر و از طرف ديگر به منظور نو سازي اجتماعي و فرهنگي روستاها که خود منبعث از توجه به مسائل انساني و ضرورت هاي سياسي است، موضوع توسعه روستايي و اهميت آن آشکار مي گردد. براي همين هم هست که گفته اند مشکلات آينده جهان سوم اعم از بيکاري، فقر، کمبود درآمد، گرسنگي، کمبود توليد و غيره بايد در روستاها حل و فصل گردد. بنابراين توسعه روستايي به خاطر حل مشکلات مزبور و مخصوصا برآوردن نيازهاي اساسي مردم روستايي از اهميت و اولويت خاصي برخوردار است. بطور کلي ضرورت توجه به توسعه روستايي ناشي از عوامل زير است:
1- توسعه کشاورزي
2- توزيع بهينه جمعيت
3- استفاده از ظرفيت هاي توليدي
4- بازسازي ظرفيت هاي توليدي
5- بازسازي اقتصاد کشور
6- عدالت اجتماعي، رفع فقر و محدوديتهاي اجتماعي.
توسعه با شرايطي همراه است كه عبارتند از:
1- ميزان زياد و پايدار پس اندازهاي داخلي
2- سرمايه گذاري بخش عمده اي از آن پس اندازها در صنايعي که به جاي فناوريهاي کار اندوز از فناوريهاي کاربر بهره ميگيرند
3- ميزان نسبتاً كم رشد جمعيت
ضرورت و اهميت توسعه روستايي در ايران با توجه به جايگاه، اهميت و نقش جامعه روستايي و مسائل و مشكلاتي كه اين جامعه با آن مواجهه است و همچنين با توجه به شرايط كشور كاملا روشن و آشكار است. طبق آخرين سرشماري جمعيت ايران در سال 1385، حدود 5 /31 درصد از جمعيت کشور که معادل 22227771 نفر است، در محيط روستايي زندگي مي کنند (مرکز آمار ايران 1385 ، سرشماري نفوس و مسكن). هر چند که از ابتداي قرن اخير بويژه از ميانه اين قرن به تدريج از سهم جمعيت روستايي کاسته شده و شهرنشيني گسترش يافته اما با توجه به آمار ارائه شده هنوز يک سوم جمعيت ايران در روستاها زندگي مي کنند.
توسعه يك ناحيه روستايي بايد در چارچوب كلي سياستهاي ملي طراحي گردد (oddershede،2007). چراكه اين مسئله نشانگر پيوستگي توسعه روستايي و توسعه ملي است. از سويي چون روستاها کانون توليدات زراعي هستند تاکيد بر دانش روز، يکپارچه شدن اراضي، بالا بردن بهره وري و راندمان هيچ منافاتي با يکديگر ندارد. و با اين رويکرد، مي توانيم غذاي مردم را که يکي از مسائل اساسي کشور است، تامين نماييم. تکيه بر واردات مواد غذايي، که قيمت آن در نوسان است و ممکن است که هر لحظه گرانتر شود، عاقلانه نيست و با توجه به حذف حمايت ها و يارانه هاي توليدي و صادراتي ساير کشورهاي توليد کننده محصولات مواد غذايي که طبق آموزه هاي سازمان تجارت جهاني صورت مي پذيرد، واردات مواد غذايي در آينده باعث افزايش رشد منفي تراز پرداخت هاي کشور خواهد شد و در نتيجه قيمت محصو لات غذايي گران تر مي شود. که تحمل اين امر بسيار مشکل است. «مايکل تودارو » در کتاب توسعه اقتصادي در جهان سوم، ابعاد و اهميت توسعه روستايي و نقش آن در توسعه ملي را بدين صورت بيان مي کند:
"توسعه کشاورزي و توسعه روستايي محور اصلي توسعه ملي است، وي معتقد است که توسعه و رشد بخش کشاورزي به عنوان موتور و محرکه اصلي توسعه روستايي است و علت آن را اشتغال بيش از 80 درصد جمعيت روستايي جهان سوم بطور مستقيم و غير مستقيم در فعاليتهاي کشاورزي مي داند. در نظر تودارو توسعه ملي، وابسته به توسعه روستايي است چرا که ريشه تمامي مشکلات و مسائل عقب ماندگي مثل فقر، نابرابري در حال رشد، رشد سريع جمعيت و بيکاري فزاينده در مناطق روستايي قرار دارد".
«جان رابينسون»، «آنتوان داکوره» نيز همچون تودارو توسعه روستايي را شرط توسعه ملي مي دانند و براي اين منظور تاکيد خاصي بر رشد بخش کشاورزي دارند. رابينسون توليد مواد غذايي را به عنوان ضروريترين وسيله براي قطع وابستگي سياسي مي داند و مي گويد:« نوعي تعاوني يا مالکيت جمعي زمين و وسايل توليد ضروري است تا شرايطي را فراهم آورد که مدرنيزاسيون بتواند بدون قطبي شدن ثروت و فقر که امروزه سراسر جهان دچار آن است صورت گيرد.» تز توسعه کشاورزي و روستايي در دهه 1980 فرايند غالب بر توسعه جهان سوم بود.
نظريه ديگري که امروزه مطرح است نظريه «ميسرا» در باب توسعه روستايي است. ميسرا بر دو جنبهاي بودن توسعه شديداً مي تازد و معتقد است كه توسعه شهري، روستايي، صنعتي و کشاورزي و ... بايد با در نظر گرفتن شرايط در اولويت قرار گيرند و تاکيد صرف بر هر يک از آنها باعث انحراف مسير توسعه خواهد شد. ميسرا معتقد به الگوي مراکز رشد به عنوان مطلوب ترين راهبرد توسعه روستايي است و با تأکيد بر توسعه روستايي متکي بر بنيان قوي صنعتي که همزمان توسط دولت و مردم انجام مي شود الگوي توسعه خويش را بنيان مي گذارد و اصلاحات ارضي در روستاها را امري ضروري مي داند.
ادامه مطلب
روی سخنم باتمام کسانی است که نگران آینده خود وفرزندان خود هستند.بیائید کمی راجع به این ضربالمثل قدیمی فکر کنیم که میگوید: کس نخاردپشت من جز ناخن انگشت من.راستی مابرای آینده خود واطرافیانمان چه کرده ایم.چه میزان دوراندیشی برای بهبود آینده اطرافیان داشته ایم.آیا اصلا برای ما مهّم است که دیگران چگونه زندگی میکنند؟روی سخنم با همولایتیهای من است.برای خودم هیچ دلواپسی ندارم زیرابه اندازه کافی خوب زندگی کرده ام.وبه اندازه کافی درآمد دارم که بتوانم زندگی ام را تاپایان بدون دلهره به سرببرم.امّا من نیز مانند همه مردم اطرافیانی دارم که در این بحران اقتصادی نیاز به حمایت فکری واقتصادی دارند.همه ما فرزندانی داریم که نیاز به حمایت دارند.باید زندگی کنند.باید در آمد داشته باشند.باید آرامش فکری داشته باشند.باید امید به آینده برای فرزندان خود ایجاد کنیم.باید محیط امنی برای فرزندانمان ایجاد کنیم تا در پناه آرامش فکری به زندگی خود ادامه بدهند.به نظر شما برای بدست آوردن این خواسته ابتدائی چه کاری باید انجام داد؟بازهم روی سخنم با همولایتی های من است.ما همه همدیگررا میشناسیم. از کمّ وکیف زندگی هم خبر داریم.میدانیم که وضع رندگی ما چگونه است.
امّا اصل مطلب.طبق تجربیاّت سالهای طولانی کار به راهکارهائی رسیده ام که ترجیح میدهم آن را واگویه کنم تادیگران نیز پیرامون آن اندیشه کنند.
امروز ما فرزندانی داریم ویا آشنایانی داریم که نیاز مبرم به کار دارند ونیاز به در آمدی دارند که بتوانند در سایه آن زندگی کنند.چند نفر از ما میتوانیم به خودمان به قبولانیم که برای آینده خود ویا نزدیکان خود کاری کرده ایم که باعث بر طرف کردن بخشی از مشکلات دیگران شده ایم.
ببنید ما نمی توانیم منتظر باشیم تا فرصت شغلی دلخواه مارا ایجاد کنند وبعد به ما به گویند حالا بفر مائید سر کار.در جامعه کنونی که بحران بیکاری بیداد میکندوهمه کشورهارا به زانو در آور ده است این خواسته اصلأ منطقی به نظر نمی رسد.همه افراد جامعه هم چنین توانائی را ندارند تا به تنهائی اقدام به ایجاد شغلی کنند.زیراایجاد یک کار معمولی نیاز به سرمایه گذاری حداقّل 300000000ريال را میطلبد که در توان بسیاری از مردم نیست.پس چه باید کرد؟ راه حلّ این کار یا یکی از این راه حلّ ها سر مایه گذاری جمعی است.یعنی همه افرادیک فامیل یا یک منطقه در یک کار سازنده شرکت کنند وخود در مورد آینده وشغل خویش تصمیم بگیرند.
افرادی را که من میشناسم ودر این مقال مدّنظرم هستند هرکدام دارای دارائیهائی پراکنده هستند که به تنهائی چاره هیچ مشکلی را نمی کند.یعنی با این مبالغ کم اصلأنمیشود کاری کرد.مثلأفردی دارای 50000000ريال پول است ،بااین مبلغ چه کاری میشود کرد.بیشتر مردم یااز سر خیر خواهی ویا هر نیّت دیگر به دیگران قرض میدهند یا در بانکها به بهانه قرعه کشی سپرده گذاری می کنند.ویا برای روز مبادا آن را در خانه نگه میدارند.بهر حال این داشته آنهارا به جائی نمیرساند.همین افراد در خانه فرزندانی دارند که در بدر بدنبال کار میگردند ونمی یابند.ما در میان خود افرادی را با تخصّصهای مختلف وداشته های کم یا زیاد سراغ داریم.
اگر چندین نفر در یک جمعی در قالب یک شرکت گرد آیند وهرکس به فراخور دارائی اش سرمایه ای بگذارد آنوقت میشود برای چند نفر شغل ایجاد کرد وسر مایه گذار هم از باز ده پولی که گذاشته است بهره مند شود.
|
مثال: دوروستا در یکی از استانهای ایران را در نظر میگیریم. این دوروستا مانند اکثر روستاهای ایران از دوقشر جمعیتی بر خوردار هستند.گروهی که به دنبال کار به شهرهای دور ونزدیک کوچیده اند ودر آنجا ماندگار شده اند.وگروهی که در روستا مانده اند.این هردوگروه به هم نیاز مند هستند.زیرا بدلایل مختلف به هم وابسته هستند.افرادی از این دوروستا شغل مستمر دارند که شامل باز نشستگی میشود.بسیاری از این افراد پس از باز نشستگی به روستا برمیگردند.اینها نیز دارا ئیهائی دارند که چندان کار ساز نیست.فرض براین است که این دوروستا 100خانوار در شهر جمعیت دارند و25خانوار در روستاهستند.من بطور متوسّط در نظر میگیرم که از هر خانوار دونفر در این سرمایه گذاری شریک شوند.وهرنفر نیز مبلغ 20000000ريال سرمایه گذاری کنند.در آن صورت سرمایه ای معادل 40000000000ريال خواهند داشت.بااین مبلغ میشود برای 20الی30نفر شغل مناسب ایجاد کرد. |
باتوجه به مثال ساده بالامیشود این فکر را در جامعه پیاده کرد .امّا مشکلاتی در فراروی این کار وجود دارد وآن عدم اعتماد افراد به یکدیگر است.به نظر من میشود که باجلساتی که به بهانه های مختلف در میان مردم تشکیل میشود پیرامون این مسئله صحبت کرد.آگاهی دادن درست به مردم پیرامون مزایا ومعایب این کار ومشورت ونظر خواهی از دیگران باعث میشود تا دیگران به اعتماد برسند .البتّه هر کاری در ابتدا با چالشهائی مواجه میشود که اجتناب نا پذیر است.راهکارهای بسیاری را میشود برای به اعتماد رسیدن افراد پیشنهادکرد.اگر باور داشته باشیم که هر کدام از ما برای کار خود وسرمایه خود بیشتر ارزش قلئل هستیم وبرای ارتقاء آن بیشتر تلاش میکنیم ،باید به پذیریم که این نوع سر مایه گذاری هم به نفع ما وهم به نفع جامعه ای که در آن زندگی می کنیم میباشد.
|
بازهم یک مثال: چه عاملی باعث میشود تا مردم علی رغم ریسک پذیری بسیار بالا درشرکتهای هرمی سرمایه گذاری کنند؟ بطور یقین برای کسب در آمد وتأمین بخشی از مایحتاج روز مره زندگی تن به چنین کاری میدهند. مردم برای کسب در آمد، پول خود را به کسانی می سپارند که حتّی در این سر زمین نیز نیستند.شرکتهائی مانند:گلد کوئیست ویا پیرشین گلف وهمچنین شرکت پالینور .عدم آگاهی مردم برای سرمایه گذاری درست ودانستن روش کشاندن مردم به سوی سرمایه گذاریها کاذب وبه اصطلاح زود بازده باعث رونق بازار شرکتهای هرمی میشود. |
چرا ما به غریبه ها اعتماد داریم امّا به خودی ها اعتماد نمیکنیم؟بانگاهی گذرا به جوامع سرمایه داری در مییابیم که آنان باتکاء به داشته های جمعی توانسته اند به رشد اقتصادی بالا برسند.به همین دلیل شرکتها وتراستها وکارتلها شکل میگیرند.درنهایت امر سرمایه داران به این نیز قناعت نکرده وبه تجارت جهانی روی میآورند.اگر سرمایه گذاری در قالب شرکتهای رسمی وقانونی صورت بگیرد وافرادی متخصّص آن را اداره کنند وهر سرمایه گذاری در آنجا نماینده ای داشته باشد بالطبع میتواند از کمّ وکیف سرمایه گذاری خود باخبر باشد.
|
باز میگردیم به روستای مورد مثال خودمان: در این دوروستا آب وزمین به قدر کفایت موجود است.امّا پول کافی که بشود امکانات آنرا بهینه کرد وجود ندارد.اگرپول ازقبل گفته شده تدارک دیده شد آنوقت کاری آغاز میشود.در این روستا ها رودخانه کوچکی جریان دارد که آب آن بیشتر هرز میرود.بدلیل خوش آب وهوابودن منطقه مستعّد پرورش بسیاری از آبزیان هست. یک مجموعه پرورش ماهیان سردابی ویا تأسیس سالن پرورش قارچهای خوراکی ویا پروار بندی گاو وگوسفند وتولید علوفه دامی.امکان همه این موارد در روستاهای مورد مثال ما وجود دارد. |
بیشترین سودی را که بانکها در قبال سپرده ها پرداخت میکنند،1.5%ماهیانه است که برای سرمایه های کوچک ،قابل ملاحظه نیست.اما سرمایه گذاری در بخش پرورش آبزیان ویا دام وطیور،سودی بالغ بر6% راعایدسرمایه گذار میکند.مضاف براینکه میتواند از نیروی کار خود سر مایه گذاران نیز سود ببرد.دغدغه شغل نسل آینده مارا وامیدارد تا به فکر راه های تازه وعملی کار آفرینی باشیم.
اگر باعقل ومنطق بیندیشیم ،در مییابیم که سپردن سرمایه زندگی به دست بیگانگانی که نمی شناسیم درست نیست.آنهم به بهانه سودی آنی وریسکی که در از دست دادن سرمایه وجود دارد.باید راهکارهای گرد امدن پیرامون یکدیگر را بیاموزیم.بایدراه های اعتماد کردن را پیدا کنیم .
قبل ازسالهای ۱۳۳۸ ، اشكور از لحاظ جغرافيايي شامل دو دهستان به نامهاي دهستـان اشكور بالا شامل 50 آبادي و دهستـان اشكور پايين شامل 107 آبادي بوده است و با مجموع 157 آبادي، در جنوب شهرستان رودسر استان گيلان واقع شده است که قسمتهای کوهستانی شهرستان های رودسر -املش و شهرستان رامسر فعلی را شامل می گردد.

روستائی زحمتکشی از یکی از روستاهای اشکور(وربن)
هم اکنون منطقه اشکورات شامل ۷دهستان و ۲۵۲ آبادی از توابع شهرستانهای رودسر واملش از استان گیلان وشهرستان رامسر از استان مازندران است.
با توجه به تعداد روستاها ی اشکورات رودسر به سه دهستان تقسیم شده است .
۱) اشکور سفلی 2) اشکور علیا و سیارستاق ییلاقی 3) اشکور شوئیل لازم به ذکر است که اشکور شوئیل از سال 1373 از اشکور سفلی جدا گردیده است.
آب و هوا :
اشکوربه دلیل شرایط و طبیعت کوهستانی منطقه، دارای زمستانهای سرد و پر برف وتابستان های خنک و ملائم می باشد واین امر باعث گردیده که درفصول پاییز وزمستان جمعیت به حداقل و در بهار و تابستان به حداکثر ممکن برسد.

این راه بین دوروستا در اشکور است
بعلت دارا بودن چشمه سارها، دریاچه های طبیعی، چشمه های آب معدنی رو دخانه های زلال و غارهای فراوان و پاکی هوا توجه مردم را به خود جلب کرده و متاسفانه به علت نبودن راه مناسب منطقه را از آبادی محروم و مردمان نیز از نعمت طبیعت زیبا و هوای پاک در وصف بوده و از وصل مانده اند.

زرد تله کوهی بسیار زیبا درچشم انداز جنوب وربن(اشکور)
تاریخی و فرهنگی :
اشکور تمدنی دیرینه داشته و به سلسله کاکیان برمی گردد. در سدههاي اخير نام عالمان بيشماري با پسوند «اشكوري» در كتب تراجم و رجال آمده است. اشكور از لحاظ فرهنگي در منطقه تاريخي ديلم قرار دارد و مردم اين سامان كه جزء كوچكي از مردم ديلم به شمار ميآيند، همگي در قرن سـوم از آيين زرتشـت خارج و توسـط «ناصـرالحــق اُطـــرو ش» (ابومحمد حسن بن علي بن عمر الأشرف بن علي زين العابدين عليهالسلام ملقب به ناصر الحق و اصمّ و اُطروش، جدّ مادري سيد مرتضي و سيد رضي است كه دين مقدس اسلام را در بلاد ديلم از راه تبليغ رواج داد.) مسلمان و شيــعه اثني عشري شدند. بعد از اسلام نيز اين مناطق شاهد تحوّلات گوناگوني بوده است. يكي از اين تحولات، قيام فرزندان اين آب و خاك «آل بويه2 يا آل ديالمه» است كه حركت آنان منجر به سقوط حكومت عبّاسيان و تشكيل اولين دولت شيعي در جهان اسلام از سال 325 تا 447 ه·· . ق گرديد. آنان در قسمت زيادي از بلاد عراق عجم و عراق عرب من جمله بغداد حكمروايي داشتند و فقهايي چون شيخ مفيد، سيد مرتضي، سيد رضي، شيخ طوسي، سلاّر ديلمي و غير ايشان در كنف حمايت اين مردان بزرگ شيعي به نشر معارف و فرهنگ و فقه علوي پرداختند.
از مناطق کوهستانهای اشکورات بر اثر کاوشهای انجام گرفته به آثار و شواهد گوناگونی مخصوصا قبور مربوط به دوران نبوع تا دوران ساسانی و بعضا نیز از دوران اسلامی نیز بدست آمده واین خود نشان قدمت منطقه را دارد و مزید بر آن منطقه اشکور بر سر راه شرق گیلان به قزوین واقع شده و این امر ضمن ار تبا طات وسیعی که در آینده می تواند داشته باشد در قدیم نیز چاروداران منطقه ازبازار قزوین استفاده می کردند و وجود منابعی زیر زمینی و کشاورزی که در منطقه مطرح است می تواند تحولی در منطقه ایجاد نماید .
شخصیّت ها :
جا دارد پرورش یافتگان و بزرگان این دیار را به صورت فهرست وار معرفی نمود:
۱) سید ابو القلسم اشکوری فرزند سید معصوم حسینی گیلانی از فقها و مجتهدین اشکوری
۲) سید حسن اشکوری از فقها و علما و شعرای قرن چهاردهم
۳) سید اسد الله اشکوری از فقها ی شیعه ایران
۴) سید حسین اشکوری از علمای شیعه در نجف
۵) سید عبد الغنی حسینی اشکوری رود بارکی
۶) سید موسی موسوی اشکوری فرزند سید محمود موسوی اشکوری رسد.(از روستای کیاسه)
۷) سید محمد تقی معصومی اشکوری از کیارمش
۸) صد رایی اشکوری از کیاسه
۹) آیت اله حسن لاهوتی اشکوری
۱۰) شیخ عیسی طالبی معروف به واعظ ولنی
محصو لات کشاورزی و دارویی :
منطقه اشکور علاوه بر داشتن آب وهوای ییلاقی ،منایع زیر زمینی، باغات فندق و گردو، زمینهای مزروعی گندم وجو٬ عدس ولوبیا، سیب زمینی، سیر وپیاز و گیاهان دارویی از قبیل گل گاوزبان، بنفشه، کنگر، گل پر، گزنه، گون، همیشه بهار، قارچ های خوراکی، با با آدم( کو لا کولا ) و... را می توان نام برد . که هر کدام می تواند منشاء اثر بوده و منبع درآمد برای روستائیان٬ ولی به علل بی توجهی به مناطق اشکورات این دسته گیاهان ومحصولات نیز امروزه توجه خاصی نشده است.
ارتفاعات اشکور که بر اثر سر مای طو لانی منطقه وپوشش پرف حد اقل نیمی از سال باعث جریان رودخانه های شده که در مجموع به پلرود ختم شده ولی درفصل تابستان کشاورزان منطقه تشنه آب و شاید بیشترین درگیری منطقه را تشکیل می دهد.
مشکلات و محدو دیت ها:
اکثر روستاهای اشکورات از جمله اشکور سیارستاق و شوئیل ازحداقل امکانات رفاهی محروم بوده و با گذشت سه برنامه توسعه دولت جمهوری اسلامی و در درون برنامه چهارم تو سعه نیز توجهات لازم به منطقه نشده است. که اهم مشکلات به شرح ذیل می باشد:
۱) نداشتن جاده مناسب که امروز مهمترین عامل ارتباطی بین منطقه و شهرمی باشد
۲) نداشتن برق که برخی از روستاها از نعمت برق محروم هستند.
۳) نداشتن آب شرب و بهداشتی که محور سلامت جامعه است.
4) نداشتن سد های خاکی جهت تامین آب کشاورزی منطقه و دهستان
5) نداشتن دکل های مخا براتی و تلو یز یونی
6) نداشتن امکانات آموزشی و فر هنگی
7) نداشتن مراکز درمانی و بهداشتی مناسب
8) نداشتن نمایندگی و دفاتر برخی از ادارات مورد نیاز از قبیل:
دفاتر جهاد کشاورزی- برق و مخابرات- کمیته امداد- بنیاد مسکن- شعب بانکی- نمایندگی آموزشی و پرورشی و...
9) نداشتن مرکزتحقیقات خدمات کشاورزی
10 ) نداشتن یک خانه فندق ویا صنف
انتظارات:
با توجه به مشکلات مطرح شده وعدم امکا نات باعث معضلاتی در منطقه گردیده از جمله مهاجرت چشمگیر جوانان به سمت شهرها مخصو صابه استان قزوین و مرکزی (ساوه)و... جا دارد موارد زیر مورد توجه و عنایت خاصه مسئوولین و مدیران و نهاد های ذیر بط قرار گیرد:
باتوجه به استعدادهای درخشان منطقه در امر کشاورزی ودامداری ما اشکوریها خواهان :
۱) فراهم کردن امکانات رفاهی از قبیل جاده ٬برق و آب شرب که برخی از روستا ییان از این حداقل محرومند لذا تقا ضا داریم جهت رفع این محرومیت تلاش وافر انجام پذیرد.
۲) امروزه امکانات ارتباطی گام اول توسعه است و این منطقه ازهر گونه امکانات ارتبا طی محروم است تقاضا داریم برقراری جاده آسفا لته و یا حداقل زیر سازی شده ٬فعال کردن تلفن های بیسیمی و آنتن دهی تلفن های همراه وکانالهای تلویزیونی که امروزه تمامی کشور ضمن پوشش کا نال های رسمی و محلی است ولی اکثر روستاها از این کانال ها محروم و با داشتن تلویزیون و سی دی از برنه مه های هنجار شکن استفاده و بیم آن می رود در آینده نزدیک جوانان و نو جوانان منطقه به سمت نوار های مبتذل روی آورند. لذا تقاضا داریم چاره ای اندیشیده شود .
۳) منطقه اشکور با توجه به آب وهوای مناسب وطبیعت سالم و زمینهای زراعی قابلیت های بخش کشاورزی را دارد لذا:
الف) ضمن مهار آبها و مصرف بهینه ی آن در منطقه که امروزه نه تنها هیچ گونه راهکارومساعدتی نشده بلکه گاها موانعی رانیزایجادمی نمایند تقاضا داریم تلاش مفیدی در این راستا انجام شود .
ب) باوجود باغات وکشاورزی منطقه ازجمله فندق٬ گردو وگل گاوزبان انتظار داریم مرکزتحقیقات خدمات کشاورزی وهمچنین دفاترویانمایندگی برخی از ادارات دردهستانهای اشکورات ایجادشود.
۵) فندق باتوجه به اینکه محصول استراتژیک منطقه است وتمامی چشمهابه این محصول است تقاضاداریم
برای سروسامان دادن این محصول نیاز به یک خانه فندق ویا صنف ویاهرچیزی که تناسب به آن باشد را دارد واین نیازبه کمک کارشناسان بوده ودست یاری رامی طلبد.
۶) امروز جوانان وفارغ التحصیلان منطقه حرکتهایی جهت کار آفرینی وسرمایه گذاری گامهایی برداشته اند ولی نیاز به همکاری همه ی ارگانها برای تحقق ایجاد اشتغال و شعارهای دولت نهم را داردواین امر درادارات شهرستان ملموس نمی باشد لذا از مسئو لین تقاضای پیگیری را داریم.
7) جهت تکمیل واحدهای مسکونی و پروژه های کشاورزی مردم نیاز به حمایت های مالی از بانک ها را دارند تقاضا داریم نسبت به آسان گرفتن مراحل دریافت وام همکاری لازم را داشته باشند.



